عضو خبرگان رهبری:وقتی من تخصص مسائل بین‌المللی را ندارم، چرا باید حرف بزنم؟/باید مافیاها را از بین برد/دوران عبور از دسته‌بندی‌های چپ و راست است
عضو خبرگان رهبری:وقتی من تخصص مسائل بین‌المللی را ندارم، چرا باید حرف بزنم؟/باید مافیاها را از بین برد/دوران عبور از دسته‌بندی‌های چپ و راست است

عضو مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر اینکه باید مافیاها را از بین برد، گفت: قطعاً باید شاهد تحولی در عرصه مدیریت، مدیران، اهداف اقتصادی، سازوکارها و قوانین مقابله با مافیاها باشیم. به‌عنوان‌مثال، باید تقدم مبارزه با فساد را بر مبارزه با فاسد در نظر گرفت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آیت‌الله سید شرف‌ال..

عضو مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر اینکه باید مافیاها را از بین برد، گفت: قطعاً باید شاهد تحولی در عرصه مدیریت، مدیران، اهداف اقتصادی، سازوکارها و قوانین مقابله با مافیاها باشیم. به‌عنوان‌مثال، باید تقدم مبارزه با فساد را بر مبارزه با فاسد در نظر گرفت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آیت‌الله سید شرف‌الدین ملک حسینی عضو مجلس خبرگان رهبری گفتگویی با جماران انجام داده است که در ادامه می خوانید؛

ابتدا تحلیل و نگاه حضرتعالی را درباره شرایط فعلی ایران و مسائل حوزه خلیج‌فارس و خاورمیانه بشنویم؛ اوضاع‌واحوال را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اولاً اهل تحلیل مسائل سیاسی و بین‌المللی نیستم، ولیکن احساسم این است که دشمن باز تصمیم دارد به جنگ فرهنگی و جنگ اقتصادی بازگردد. مدت‌ها جنگ نظامی را با ایران تجربه نکرده بودند. جهان تصور می‌کرد که می‌تواند ایران را در جنگ نظامی از پا درآورد. یک‌بار در جنگ دوازده‌روزه شرایط را سنجید و فتنه داخلی ایجاد کرد و سپس تصور کرد در جنگ نظامی می‌تواند به همه چیز پایان دهد؛ اما غافل از اینکه امام عصر(ارواحنا فداه) حامی انقلاب و کشور ایران است.

احساس می‌کنم اکنون آنها فقط برای اینکه نام پیروز بر رویشان گذاشته شود، معطل کرده‌اند. می‌دانند به هیچ‌یک از اهدافشان تا به امروز نرسیده‌اند و به اهداف احتمالی آینده در عرصه نظامی نیز نخواهند رسید و امتداد برای اینکه فاجعه‌ای بیافرینند، احساس می‌کنند؛ چون معمولاً جنگ‌هایشان را با یک کشتار و وحشی‌گری ویژه پایان داده‌اند تا نام پیروز را در کشور خود یدک بکشند، به این فکر نیستند که به یک شکست‌خورده در ذهن مردم آزاده جهان مبدل شوند. دشمن به آن موضوع فکر نمی‌کند، ولیکن حدس می‌زنم مایل است به دو جنگی که سال‌ها علیه ایران و انقلاب مدیریت کرده است، یعنی جنگ فرهنگی و جنگ اقتصادی، بازگردد.

اما اکنون باید دید حدّ تاب‌آوری ما چقدر است. در بحث فرهنگی، رسالت بر عهده ما طلاب، معلمان و اساتید است و باید کوتاهی‌های گذشته خود را در این عرصه جبران کنیم؛ زیرا افسران این مصاف، این گروه‌ها هستند. اما در عرصه اقتصادی، باید تغییرات جدی در قوانین، مدیریت‌ها و اهداف شکل بگیرد. باید بازگشت به شعارهایی مانند اقتصاد مقاومتی و مؤلفه‌های آن صورت پذیرد. با پیکره کنونی مدیران و مدیریت اقتصادی، بسیار بعید می‌دانم که بتوانیم به آن مسیر بازگردیم.

باید بر بسیاری از قوانینی که عده‌ای از منافع آن بهره‌مند می‌شدند و مردم محروم بودند، خط بطلان کشید. باید مدیریت‌هایی را که در حاشیه این قوانین به امتیازات بزرگ می‌رسیدند، حذف کرد و مافیاها را از بین برد. در عرصه مدیریت اقتصادی باید کسانی را به کار گرفت که سال‌ها تجربه موفق و مثبت داشته‌اند، نه تجربه منفی. البته اگر در تمام این سال‌ها تجربه مثبتی وجود داشت، شرایط را این‌گونه مشاهده نمی‌کردید.

باید کسانی بر سرکار باشند که جنگ و مصاف اقتصادی را می‌فهمند؛ درک می‌کنند که در برابر هر طرح، تفکر، اندیشه و شرارت دشمن در عرصه اقتصادی چگونه باید مقابله و مبارزه کرد. مردم ایستادگی خود را نشان داده‌اند، اما اگر بدانند تدبیر حاکم است، در همین عرصه‌ها و شرایط سخت نیز تاب‌آورانه در کنار انقلاب و نظام خواهند ایستاد.

بارها تأکید کرده‌ام که اگر در زمان تحریم، گروهی خاص منافع آن را ببرند و عده‌ای دیگر ضررها و رنج‌های آن را متحمل شوند، این مسأله برای آینده انقلاب و کشور بسیار خطرناک است. باید بررسی کنیم چه کسانی در کنار موقعیت تحریم به منافعی دست یافته‌اند. راه مقابله این نیست که در شرایط سخت به شعب ابی‌طالب برویم و گروهی این سختی‌ها را تحمل کنند و گروهی دیگر معاف باشند. خداوند جامعه‌ای را یاری می‌کند که ابتدا بزرگان آن در شرایط سخت قرار بگیرند و سختی‌ها را بپذیرند و سپس لایه‌های پایین‌تر جامعه. اگر تنها لایه‌های پایین جامعه دردها و رنج‌ها را بچشند و دیگران در امان باشند، آینده بسیار خطرناکی پیش روی خواهیم داشت. امیدواریم خداوند متعال بصیرت‌های مناسب برای مصاف اقتصادی و فرهنگی را به همه عنایت فرماید تا در سایه رهبر عزیز انقلاب بتوانند مسیر خود را ان‌شاءالله به‌خوبی ادامه دهند.

بیشتر بخوانید
چین طراح و سازنده گوشی‌های سامسونگ می‌شود!

مستحضر هستید که اخیراً یادگار امام در صحبت‌هایشان در جمع دوستان هلال‌احمر اشاره کردند که امروز باید همه به مسئولان اعتماد کنیم و کاسه داغ‌تر از آش نباشیم. به نظر حضرتعالی چرا باید همه به مسئولان اعتماد کنند و معنای کاسه داغ‌تر از آش نبودن در این شرایط چیست؟

اولاً من صحبتی از جناب آقای حاج سید حسن خمینی شنیدم که نکته بسیار جالبی در آن وجود داشت. ایشان حضور حماسی مردم در شب‌ها را یک امر بسیار برجسته دیده بودند و تأکید کردند که باید سال‌ها نشست و این پدیده را تحلیل کرد. ایشان اولین کسی بودند که مردم را به حضور در خیابان‌ها دعوت کردند و این دعوت بسیار جامع بود. به نظرم شب دوم یا سوم بود که ایشان در تلویزیون این دعوت را مطرح کردند.

من معتقدم مردمی که آمدند، همان‌طور که در بیانیه اول رهبر عزیز نیز اشاره شده بود، خداوند متعال آنها را مبعوث کرد. در روزی که رهبری در جامعه حضور نداشت، مردم خودشان مدیریت و رهبری کردند و ایشان از این مسأله به‌عنوان یک آیه یاد کردند. باور من این است که مردم با دعوت فطرت دینی و ملی خود به میدان آمدند و از انقلاب و ایران صیانت کردند. در ادامه، شخصیت‌ها نیز به میدان آمدند و این حرکت فطری را تحکیم بخشیدند. تا به امروز که قریب به هشتاد روز و هشتاد شب می‌گذرد، مردم در میدان‌ها حضور دارند و سلام و درود خدا بر این مردم باد.

اما درباره نکته‌ای که اشاره فرمودید، ایشان سخن دقیقی مطرح کردند. در زمان جنگ، به‌ویژه جنگ نظامی، بی‌اعتمادی به مسئولان نتیجه‌ای جز قدرت‌یافتن و امیدوار کردن دشمن نخواهد داشت. راه دیگری وجود ندارد و همان‌طور که گفته شده، باید اعتماد کرد. در حمایت‌های رهبر انقلاب نیز بر این مسأله تأکید شده بود؛ ایشان نام برخی از مسئولان را با احترام بردند و به افراد یادآور شدند که باید از آنها پاسداری شود. تا زمانی که جنگ نظامی به نقطه پایان خود نرسیده است، این حرکت جز با اعتماد پیش نمی‌رود.

اما نکاتی که بنده درباره مدیریت‌های اقتصادی عرض کردم، پابرجا است. قطعاً باید شاهد تحولی در عرصه مدیریت، مدیران، اهداف اقتصادی، سازوکارها و قوانین مقابله با مافیاها باشیم. به‌عنوان‌مثال، باید تقدم مبارزه با فساد را بر مبارزه با فاسد در نظر گرفت. در میان این دو، گاهی با فاسدان و مفسدان اقتصادی مبارزه می‌کنیم، اما با خود فساد نه. گاهی با فساد مبارزه می‌کنیم، اما بدون تبعیض این کار را انجام نمی‌دهیم و به هنگام نیز مبارزه نمی‌کنیم. هیچ تناسبی میان جرائم و جریمه‌ها وجود ندارد. خداوند ما را رها می‌کند؛ در آینده باید تغییراتی ایجاد شود، اما این موضوع ارتباطی به دادوفریاد زدن در شرایط کنونی ندارد.

بیشتر بخوانید
تقلب بزرگ اپل: تصاویر ویژن‌پرو عمداً واضح نیست

اگر ما اعتماد نکنیم و کاسه داغ‌تر از آش باشیم و این فرصتی را که حضور شبانه مردم در خیابان‌ها ایجاد کرده است، از طریق تریبون‌ها تبدیل به تهدید کنیم و از بین ببریم، چه تبعات منفی و خسارت‌باری متوجه نظام و آینده ایران خواهد شد؟

ببینید، مردم خودشان بانی، فاعل و هدف‌گذار این حماسه حضور هستند. من معتقدم مردم این جریان و حوادث حاشیه‌ای را بهتر می‌فهمند و رصد می‌کنند. شعارهای مردم، برآمده از درون خودشان است و القائی نیست. کارها و شعارهای مردم نشان می‌دهد که هم زمان را دارند تحلیل می‌کنند و هم مدیریت می‌کنند وحدتی که باید شکل بگیرد، اخیراً نیز بسیاری از افراد فهیم در حال مقابله با کسانی هستند که تمایل به شکستن این وحدت دارند.

منطق مردم این است که تا زمانی که رهبری بفرمایند در صحنه باشید، حضور دارند. زمانی که رهبر معظم بفرمایند شب‌ها به پایان برسد، پایان می‌دهند. اگر بگویند بجنگید، می‌جنگند و اگر دستور آتش‌بس بدهند، می‌پذیرند. این درک درستی است که مردم از شرایط دارند. الحمدلله شنیده‌ام که برخی در مقابل کسانی که می‌خواهند به اهداف سیاسی و باندی خود برسند، ایستادگی کرده‌اند.

به لطف خدا، مردم به‌خوبی متوجه می‌شوند که برخی از شعارها، حزبی و باندی است. بعضی افراد هنوز دغدغه‌های چپ و راست خود را در شعارها وارد می‌کنند. مردم باید بدانند که دوران عبور از دسته‌بندی‌های چپ و راست فرارسیده است. امروز مردم به دوگانه «ایران و دشمنان ایران» و دوگانه «انقلاب و دشمنان انقلاب» رسیده‌اند. آنها تقابل عناصر ملعونی مانند ترامپ و نتانیاهو را در برابر رهبر انقلاب و سایر دلسوزان به‌خوبی درک کرده‌اند. دوگانه‌هایی که برخی افراد در سخنرانی‌هایشان مطرح می‌کنند، اصلاً در میان مردم جایگاهی ندارد و مردم در عمق جانشان این حرف‌ها را مسخره می‌کنند.

اگر این حرف‌ها منجر به اختلاف شود، حواس مسئولان را پرت می‌کند و وقت آنها را می‌گیرد. به‌عنوان‌مثال، در شرایط اقتصادی کنونی که شاهد گرانی‌های سیاه و مشکلات فراوان هستیم، درحالی‌که باید حواس‌ معطوف به اصلاح امور باشد، درگیر اختلافات می‌شوند. مصاف اقتصادی آغاز شده است و توجهات باید معطوف به اصلاح این امور باشد؛ بروند این مشکلات را حل کنند. نباید از صبح تا شب به مقاله‌نویسی و پاسخ‌دادن به یکدیگر مشغول شوند. این دوران گذشت.

دوران دوگانه اصلاح‌طلب و اصول‌گرا یا چپ و راست گذشته است. اکنون تنها دوگانه «ایران و دشمنان ایران» و «انقلاب و دشمنان ایران» مطرح است. مردم در پای ایران و انقلاب ایستاده‌اند و دیگران نیز اگر می‌خواهند بمانند، باید بیایند و در این دو مفهوم هضم شوند. منظورم از هضم‌شدن این است که زیر چتر این مفاهیم قرار بگیرند؛ در غیر این صورت، زیر پای اراده انقلابی ایران له خواهند شد.

اقدامات دولت را در این مدت، در تأمین نیازهای مردم و تسریع در بازسازی زیرساخت‌هایی که مورد حمله قرار گرفتند، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در برخی از سخنرانی‌ها، بنده از این نکته که بیست و پنج ساعت پس از انهدام برخی از پل‌های راه‌آهن، پل جدیدی ساخته شد و حرکت ریلی کشور ادامه پیدا کرد، بسیار تمجید کردم. انصافاً شما تلاش مسئولان و کسانی را که دغدغه دین، انقلاب، ایران و میهن را دارند، در تمام عرصه‌ها مشاهده می‌کنید. این مسأله لزوماً به کلمه «دولت» محدود نمی‌شود؛ در کل حکمرانی، شما شاهد کسانی هستید که به کشور و انقلاب معتقدند، پای مسائل ایستاده‌اند و هر روز اتفاق مبارکی را رقم می‌زنند. از سوی‌دیگر، افرادی را هم می‌بینید که در هر موقعیتی، چه در دولت و چه خارج از آن، بی‌تفاوت و اصطلاحاً «باری به هر جهت» بوده‌اند و هنوز هم هستند.

بیشتر بخوانید
سعید معروف در FIVB کرسی می‌گیرد؟

انصافاً آنچه مشاهده می‌شود این است که مسئولان حواسشان به مسائل مختلف هست، اما باید به‌شدت مراقبت کنند که فشارهای ناشی از خصومت‌ها و محاصره‌ها، تأثیر بالایی بر قیمت‌ها نگذارد. گرانی شاید تا حدی قابل‌توجیه باشد، اما گران‌فروشی نه. تغییرات را می‌توان پذیرفت، اما تغییر بحران‌آمیز نه. تفاوت‌ها ممکن است شکل بگیرد، اما تبعیض‌ها به‌هیچ‌وجه قابل‌پذیرش نیستند.

من یکی، دو بار در سخنرانی‌هایم به نکاتی اشاره کردم، اما دیدم یاری پیدا نکردم. سه، چهار بار این مسائل را مطرح کردم و وقتی همراهی نشد، با خود گفتم شاید حرفم بی‌اساس بوده است. خطاب به مسئولان گفتم که ابلاغیه‌هایی برای سال ۱۴۰۵ در خصوص تغییر قیمت‌ها و تعرفه‌ها داشته‌اید؛ به نظرم در میان جنگ، اعمال این تغییرات مناسب نیست. هرچه گفتیم، هیچ‌کس پیگیری نکرد و پیش خود گفتم شاید ما متوجه نمی‌شویم.

اما بسیاری از اتفاقاتی که بعدها در تغییر قیمت‌ها رخ داد، اعمال همان تصمیم‌گیری‌هایی بود که زمان جنگ، وقت مناسبی برای اجرای آنها نبود. باید اجازه می‌دادند جنگ تمام شود و سپس، مثلاً دو ماه پس از آغاز سال، این تغییرات اعمال می‌شد. من هنوز این موضوع را در ذهن دارم و آن را اتفاق درستی نمی‌دانم؛ زیرا چنان طبیعی در تصمیم‌گیری‌ها عمل کردند که حتی در زمان جنگ نیز این افزایش‌ها صورت گرفت. این روند طبیعی روی همه چیز تأثیر می‌گذارد و من این را نپسندیدم. البته این نپسندیدن به معنای ناسپاسی از تلاش مسئولان در فراهم‌آوردن بسیاری از نیازهای معیشتی مردم نیست؛ باید قدرشناسی و شکرگزاری کرد.

شما هم‌زمان در دو استان حضور دارید؛ هم در استان فارس در کنار مردم و حوزه‌های علمیه و هم در استان کهگیلویه و بویراحمد به‌عنوان نماینده مجلس خبرگان. اوضاع‌واحوال مردم و حال‌وهوای خیابان‌ها را در این شب‌ها چگونه می‌بینید؟

تعبیر من این است که مردم بسیار جلوتر از مسئولان هستند. آنها حاضرتر، بانشاط‌تر و امیدوارتر هستند و خدا کند این ویژگی‌ها در نهاد مسئولان نیز تزریق شود تا آنها هم برای آینده امیدوارتر، بانشاط‌تر و جدی‌تر باشند.

فقط یک تعبیری به کار می‌برم که شاید شبیه شوخی باشد، اما جدی‌تر از هر حرف جدی است. این حضور پرشور، ما مسئولان، از جمله بنده به‌عنوان نماینده خبرگان را به خجالت می‌اندازد. احساس می‌کنم این حضور باید ما را شرمنده کند. مردم می‌گویند ما پای این انقلاب، پای ایران و پای دین ایستاده‌ایم و شایسته برخی از اتفاقات ناگواری که برایمان ایجاد می‌شود نیستیم. این حضور بی‌نظیر باید اراده‌ای جدی برای حرکت‌ها و خدمات بزرگ در آینده ایجاد کند، ان‌شاءالله.

در پایان اگر نکته خاصی نسبت به مسأله‌ای در ذهن شریف شما وجود دارد بفرمایید.

مسائل بین‌المللی را نه درست می‌فهمم و نه در آن تخصص دارم. فقط یک جمله می‌گویم و آن اینکه اوضاع هر روز بدتر یا هر روز بهتر خواهد شد اگر کسانی که تخصص ندارند حرف نزنند و کسانی که متخصص هستند اظهارنظر کنند. وقتی من تخصص مسائل بین‌المللی را ندارم، چرا باید حرف بزنم؟

۲۹۲۱۸