چه کسانی از توافق تهران -واشینگتن می‌هراسند
چه کسانی از توافق تهران -واشینگتن می‌هراسند

توافق مقدماتی تهران- واشینگتن (خرداد ۱۴۰۵) فراتر از یک سند موقت، تغییر مهمی در موازنه قدرت منطقه‌ای ایجاد می‌کند. این توافق پس از تنش‌های نظامی اخیر (از جمله درگیری‌های مرتبط با تنگه هرمز و مسائل هسته‌ای) حاصل شد و شامل آتش‌بس موقت، بازگشایی تنگه هرمز و چارچوبی برای مذاکرات عمیق‌تر است.
جریان‌هایی ..

توافق مقدماتی تهران- واشینگتن (خرداد ۱۴۰۵) فراتر از یک سند موقت، تغییر مهمی در موازنه قدرت منطقه‌ای ایجاد می‌کند. این توافق پس از تنش‌های نظامی اخیر (از جمله درگیری‌های مرتبط با تنگه هرمز و مسائل هسته‌ای) حاصل شد و شامل آتش‌بس موقت، بازگشایی تنگه هرمز و چارچوبی برای مذاکرات عمیق‌تر است.

جریان‌هایی که حیات سیاسی-اقتصادی‌شان به تنش دائمی وابسته است، از این کاهش درگیری برآشفته‌اند. بازندگان اصلی را می‌توان در ۷ گروه دسته‌بندی کرد:
۱. جریان رادیکال و جنگ‌طلب در واشینگتن (نومحافظه‌کاران و جنگ‌طلبان) وشخصیت هایئ مانند جان بولتون، مایک پمپئو و نهادهای فکری مانند بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها و… همواره سیاست تغییر رژیم یا فشار حداکثری را ترجیح می‌دادند. توافق، شکست نسبی پروژه تغییر رژیم از طریق تحریم و تهدید نظامی را نشان می‌دهد. به یادآورید خروج آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷ و اجرای سیاست فشار حداکثری که به تنش‌های ۱۴۰۴-۱۴۰۵ منجر شد، اما نتوانست ایران را به زانو درآورد.
۲. لابی‌های صهیونیستی-عربی تندرو رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی خلیج فارس (به‌ویژه در دوره‌های جنگ‌طلبانه) امنیت خود را در انزوای کامل ایران می‌دیدند. عادی‌سازی روابط تهران- واشینگتن، رقابت اقتصادی و سیاسی ایران را تقویت خواهد کرد. نارضایتی رژیم صهیونیستی از این توافق آشکار است (نتانیاهو و مشاورانش آن را توافق بد خواندند).
۳. کاسبان تحریم (داخل و خارج) شبکه‌های قاچاق، دلالان و شرکت‌های واسطه که از دور زدن تحریم‌ها سودهای کلان برده‌اند (مانند برخی نهادها و شرکت‌های مرتبط). بازگشت به سامانه سوئیفت و شفافیت مالی، رانت‌های نجومی آنها را تهدید می‌کند.
۴. اپوزیسیون برانداز خارج‌نشین سلطنت‌طلبان، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و گروه‌هایی مانند شورای مدیریت گذار که تمام سرمایه سیاسی خود را بر فروپاشی اقتصادی و انزوای بین‌المللی ج.ا.ا شرط بسته بودند. توافق، اهرم انزوا و نارضایتی معیشتی را از آنها می‌گیرد. این جریان‌ها پس از خروج آمریکا از برجام، امید زیادی به فشار حداکثری داشتند اما تحولات ۱۴۰۵ نشان داد دیپلماسی می‌تواند تنش را مدیریت کند.
۵. دلالان تسلیحاتی در منطقه تداوم سایه جنگ، بهترین بازار برای فروشندگان سلاح بود. صلح نسبی، تقاضای خرید تسلیحات میلیاردی کشورهای خلیج فارس را کاهش می‌دهد. متذکر می شود پس از تنش‌های ایران-رژیم صهیونیستی و مسائل هسته‌ای در سال‌های اخیر، فروش تسلیحات آمریکا به منطقه به شکل چشمگیری افزایش یافته بود.
۶. جریان‌های تکفیری و تروریستی بقایای داعش، القاعده و گروه‌های تجزیه‌طلب از فضای تنش و خلأ امنیتی قدرت‌های بزرگ سود می‌بردند. ثبات بیشتر، عملیات امنیتی را تسهیل کرده و فضای مانور آنها را محدود می‌کند. در دوره تنش حداکثری، این گروه‌ها در مرزها و مناطق ناآرام فرصت بیشتری برای فعالیت داشتند.
۷. تندروهای شعارزده (داخل و خارج) جریان‌هایی مانند جبهه پایداری که هویت سیاسی‌شان بر دشمن‌تراشی مطلق استوار است. دیپلماسی، فضای شعار را به منطق، استدلال و منافع ملی تبدیل می‌کند. مخالفت‌های مشابه داخلی با برجام سال ۱۳۹۴ که اکنون با توافق جدید تکرار می‌شود.
سخن پایانی: برآشفتگی این گروه‌های ظاهراً متضاد (از جنگ‌طلبان آمریکایی تا تندروهای داخلی و لابی‌های منطقه‌ای) یک واقعیت را روشن می‌کند: توافق، حتی اگر مقدماتی و موقت باشد، استراتژی فشار حداکثری و اقتصاد رانت‌محور تنش را تضعیف می‌کند. اگر این توافق بر پایه عزت ملی، نظارت قوی و منافع بلندمدت ایران پیش برود، می‌تواند به ثبات اقتصادی و تنفس تازه کمک کند هرچند چالش‌هایی مانند اختلاف بر سر غنی‌سازی، مسائل موشکی و نقش بازیگران منطقه‌ای همچنان باقی است. ۱۷۱۷

بیشتر بخوانید
مصوبه‌ای برای دور زدن کاربران/ بدل‌ها به جای اصلی‌ها می‌آیند!