فدرالیسم ساحل علوی و سد ژئوپلیتیکی کریدور کردی به مدیترانه
فدرالیسم ساحل علوی و سد ژئوپلیتیکی کریدور کردی به مدیترانه

احمد دستمالچیان، سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در لبنان و اردن و دانیال امیری، پژوهشگرارشد ژئوپلیتیک در یازدهمین مقاله از سلسله مقالات خود با عنوان «راهبرد تجزیه در غرب آسیا» در چارچوب نظریه «تئوری دومینوی تحریک پذیری اقلیت‌های قومی و مذهبی» به موضوع «فدرالیسم ساحل علوی و سد ژئوپلیتیکی کریدور کردی ب..

احمد دستمالچیان، سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در لبنان و اردن و دانیال امیری، پژوهشگرارشد ژئوپلیتیک در یازدهمین مقاله از سلسله مقالات خود با عنوان «راهبرد تجزیه در غرب آسیا» در چارچوب نظریه «تئوری دومینوی تحریک پذیری اقلیت‌های قومی و مذهبی» به موضوع «فدرالیسم ساحل علوی و سد ژئوپلیتیکی کریدور کردی به مدیترانه» در پروژه تجزیه در منطقه پرداخته‌اند.

خبرآنلاین – تحولات اخیر در نوار ساحلی سوریه، به‌ویژه در شهرهای لاذقیه و طرطوس، نشانه ورود این کشور به مرحله‌ای جدید از منازعه بر سر شکل نهایی دولت است. فراخوان شیخ غزال غزال، رئیس شورای اسلامی علویان سوریه، و تظاهرات علویان با شعار «فدرالیسم می‌خواهیم»، را نمی‌توان صرفاً در قالب اعتراضات محلی یا مطالبات حقوق اقلیت‌ها تفسیر کرد. این رخدادها بازتاب یک جابه‌جایی عمیق در موقعیت علویان سوریه است؛ جابه‌جایی از جایگاه ستون قدرت مرکزی به موقعیت اقلیتی که خود را در معرض تهدید وجودی و حذف فرقه‌ای می‌بیند. ساحل سوریه در دهه‌های گذشته، نه فقط یک جغرافیای مذهبی، بلکه پیوندگاه سه مؤلفه راهبردی بوده است:

  • پایگاه اجتماعی–سیاسی دولت دمشق،
  • عمق استراتژیک حضور روسیه در مدیترانه،
  • سپر امنیتی پیرامونی برای ساختار قدرت مرکزی.

سقوط دولت بشار اسد در جنگ داخلی و ظهور ساختارهای شورشی تحریرالشام با ماهیت ایدئولوژیک–سلفی ، این پیوند تاریخی در شمال‌غرب را فرسوده و علویان را وارد مرحله‌ای از اضطراب امنیتی کرده است. در این بستر، فدرالیسم برای علویان بیش از آنکه یک الگوی حکمرانی مدرن باشد، به «مکانیزم بقا» تبدیل شده است. تجربه خشونت‌های میدانی، حذف‌ هویتی و برخورد فرقه‌ای، ازطرف حاکمان جدید در دمشق ذهنیت علویان را به‌سمت راه‌حل‌های سرزمینی سوق داده است. واکنش خشن نیروهای وابسته به شورشیان جولانی با معترضان علوی، این ذهنیت را تقویت کرده و فدرالیسم را از یک مطالبه سیاسی به یک ضرورت امنیتی ارتقا داده است. اما اهمیت این تحول، صرفاً به درون جامعه علوی یا حتی آینده دولت سوریه محدود نمی‌شود. فدرالیسم علوی در ساحل سوریه، واجد یک کارکرد ژئوپلیتیکی پنهان اما تعیین‌کننده است که مستقیماً به پروژه کردی، امنیت ملی ترکیه و رفتار بازیگران فرامنطقه‌ای گره می‌خورد.

بیشتر بخوانید
پوست مصنوعی چیزهایی حس می‌کند که انسان نمی‌تواند

یکی از بزرگ‌ترین تهدیدهای راهبردی قسد علیه ترکیه، نه صرفاً حضور نظامی در شمال سوریه، بلکه سناریوی عبور ژئوپلیتیکی از شرق فرات به غرب آن تا عفرین و سپس اعمال فشار غیرمستقیم بر استان حساس هاتای ترکیه جهت دسترسی به مدیترانه و گشایش ژئوپلیتیکی است؛ استان هاتای ترکیه، منطقه‌ای که ترکیبی شکننده از جمعیت های مختلف مذهبی و قومی از جمله کردها و اعراب علوی را در خود جای داده و از دیرباز پاشنه آشیل امنیت ملی ترکیه محسوب می‌شود.

اتصال کردهای شمال سوریه به مدیترانه، از طریق شمال حلب و سپس ساحل مدیترانه، می‌توانست این فشار را از سطح امنیتی به سطح ژئوپلیتیکی ارتقا دهد. در این چارچوب، تحکیم یک واحد خودمختار علوی در نوار ساحلی سوریه، عملاً این مسیر را مسدود می‌کند. فدرالیسم علوی، فارغ از نیت اعلامی آن، نقش یک «سد ژئوپلیتیکی سخت» را ایفا می‌کند که امکان عبور کردها از غرب فرات به مدیترانه را از میان می‌برد. بدون عبور از این جغرافیای علوی‌نشین، پروژه دولت‌سازی کردی از یک عنصر حیاتی محروم می‌شود

این انسداد، پیامدهای فراتر از جغرافیایی سوریه را بدنبال دارد.

رقابت پنهان کردها و علویان در محور آنتاکیه و اسکندرون، با چنین تحولی به‌نفع علویان تغییر می‌کند. ایجاد یک اقلیم علوی کوچک، پراکنده و فاقد توان توسعه‌طلبی سرزمینی، نه‌تنها تهدید مستقیمی برای ترکیه ایجاد نمی‌کند، بلکه به‌صورت غیرمستقیم وزن روانی، اجتماعی و هویتی علویان عرب هاتای را در برابر کردها افزایش می‌دهد؛ امری که از منظر آنکارا، تهدیدی ثانویه و قابل‌مدیریت تلقی می‌شود. در مقابل، تقویت افق ژئوپلیتیکی کردها، به‌ویژه در قالب فشار بر هاتای، همواره خط قرمز امنیت ملی ترکیه بوده است. به همین دلیل، در تراز راهبردی، یک اقلیم علوی ضعیف و کنترل‌پذیر ــ حتی اگر تحت حکمرانی شکننده دولت جولانی باشد ــ به‌مراتب کم‌هزینه‌تر از یک کریدور کردی متصل به مدیترانه ارزیابی می‌شود.

بیشتر بخوانید
رقیب واقعی ناوهای هواپیمابر آمریکا از شرق برخاست / غول دریایی از سایه بیرون آمد

>>> یادداشت‌های قبلی این مجموعه:

راهبرد تجزیه در غرب آسیا

موقعیت آذربایجان در دومینوی تحریک‌پذیری اقوام

جایگاه خوزستان و ضرورت تقویت هویت عربِ ایرانی

نقش بلوچستان؛ از شکاف قومی تا نبرد بندرها

ترک‌زبانان ایران؛ ستون‌های هویت ملی در متن تاریخ و ژئوپلیتیک

پان‌ترکیسم؛ ایدئولوژی، پروژه و تهدیدی ژئوپلیتیکی برای ایران

اربیل تا سلیمانیه؛ اقلیم کردستان عراق و پس‌لرزه‌های پس از جنگ ۱۲ روزه

تحلیل ژئوپلیتیکی و امنیتیِ نقش «هویت مطلق» و «هویت چندگانه»

اسرائیل بزرگ: از بالفور تا معامله قرن و پیمان ابراهیم

دیورند؛ گسلی لرزان از غرب آسیا تا آسیای جنوبی و مرکزی

لذا این پرسش کلیدی مطرح می‌شود:

آیا آمریکا و اسرائیل در پس‌زمینه این اعتراضات و روند فدرالیسم علوی نقش دارند؟ پاسخ تحلیلی، نه در قالب «دخالت مستقیم»، بلکه در چارچوب مهندسی رضایت و توازن تهدید قابل فهم است. آمریکا و اسرائیل، از یک‌سو به حفظ قسد به‌عنوان ابزار فشار علیه دمشق و آنکارا و حتی بغداد و تهران نیاز دارند و از سوی دیگر با حساسیت شدید ترکیه نسبت به هرگونه ارتقای ژئوپلیتیکی کردها مواجه‌میباشند. حل این تناقض، نه با حذف قسد، بلکه با محدودسازی افق راهبردی آن ممکن است. ایجاد یک سد علوی در ساحل سوریه، دقیقاً چنین کارکردی دارد. این سناریو به ترکیه این اطمینان را می‌دهد که قسد به یک تهدید موجودیتی و دولت ساحلی تبدیل نخواهد شد.

بیشتر بخوانید
هوش مصنوعی مایکروسافت در سه ثانیه صدای شما را تقلید می‌کند

در نتیجه، سطح تنش آنکارا با روژاوا و حتی ارتباطات محدود قسد با آمریکا و اسرائیل، از وضعیت بحرانی به وضعیت قابل‌کنترل تنزل می‌یابد. به بیان دیگر، با پذیرش ضمنی چنین سناریویی، قسد از «تهدید وجودی» به «مسئله امنیتی مهارپذیر» تقلیل داده می‌شود. در این چارچوب، فدرالیسم علوی به ابزاری برای مهندسی توازن قدرت بدل می‌شود؛ توازنی که نه با تقویت کامل کردها و نه با حذف آنان، بلکه با ایجاد دیوار ژئوپلیتیکی میان آن‌ها و مدیترانه شکل می‌گیرد. این الگو، پیش‌تر در عراق، بالکان و… نیز تجربه شده است؛ جایی که تضادهای جانبی برای مهار تهدیدهای اصلی فعال شده‌اند.

در نهایت، آنچه امروز در ساحل سوریه جریان دارد، نه یک اعتراض صرفاً هویتی و واکنش به ناامنی پساجنگ است، بلکه بخشی از معماری پیچیده چندپارگی مدیریت‌شده سوریه به شمار می‌رود. ساحل علوی، در حال تبدیل شدن به «دیوار نامرئی» میان کردها و مدیترانه است؛ دیواری که به نام امنیت علویان ساخته می‌شود، اما کارکرد واقعی آن در تنظیم رضایت ترکیه، مهار افق ژئوپلیتیکی قسد و مدیریت موازنه قدرت میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای معنا پیدا می‌کند.

* سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در لبنان و سوریه

۲۱۹/۴۲