۳۰ آوریل ۲۰۲۶ برابر با ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ به دریاچه آرال سفر کردم. حضور فرصت مطالعاتی من در ازبکستان به دعوت وزیر محترم اکولوژی و تغییر اقلیم ازبکستان آقای عزیز عبدحکیموف است تا به آنها در تحقیقات هالوفیت ها و ایجاد یک مرکز تحقیقات در دانشگاه سبز آسیای میانه کمک کنم. دریاچه آرال از سال ۱۹۶۰ میلادی با ..
۳۰ آوریل ۲۰۲۶ برابر با ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ به دریاچه آرال سفر کردم. حضور فرصت مطالعاتی من در ازبکستان به دعوت وزیر محترم اکولوژی و تغییر اقلیم ازبکستان آقای عزیز عبدحکیموف است تا به آنها در تحقیقات هالوفیت ها و ایجاد یک مرکز تحقیقات در دانشگاه سبز آسیای میانه کمک کنم. دریاچه آرال از سال ۱۹۶۰ میلادی با تغییر جریان رودخانه های آمودریا و سیردریا شروع به خشک شدن کرد.
در مورد فاجعه آرال صدها مقاله علمی منتشر شده است. دولت ازبکستان با کاشت گیاهان بومی بخصوص تاغ در بستر دریاچه در حال احیای پوشش گیاهی است. آنچه آرال را از دریاچه ارومیه متمایز می کند بستر کم شور آن است. به همین دلیل امکان رویش گیاه وجود دارد. اگر چه این بازدید کوتاه امکان ارزیابی این عملیات را ندارد – من بزودی برای تحقیقات بیشتر به آرال باز خواهم گشت – ولی شواهد نشان از موفقیت دارد. بستر ماسه ای باعث ایجاد تنوع گونه های بومی شده است. خوشبختانه ازبکستان نفت ندارد تا مانند برخی فرصت طلبان ناآگاه دست به قیر پاشی، کاشت گیاه خارجی . انتقال آب بزنند، به همین دلیل وضعیت احیا به مراتب عاقلانه تر از طرحهای حکومتی و اغلب فساد زایی است که ما در ارومیه و طرح های بیابانزدایی در ایران تجربه کردیم.
مدتی پیش که در مراسمی جهت افتتاح پارکی در تاشکند بودم، رئیس جمهور ازبکستان بارها بر نگاه علمی تاکید کرد و به همین دلیل تیمهای متخصص از کشورهای مختلف، بخصوص از چین مرتب کارها را ارزیابی می کنند.
سندرم آرال نتیجه یک سبک تفکر مدیریتی است، مدیریت آمرانه، جاهلانه، مغرورانه و تک بعدی. این سبک مدیریت در شوروی کمونیستی و شاید بسیاری از حکومتهای اقتدار گرا حاکم بوده است. در کشور ما این سبک به دلیل فساد و انحصار – بخصوص در پروژه های آبی – به بدترین شکل ممکن ساختار بوم شناختی کشور را فروریخته است. فاجعه خشکی دریاچه ارومیه به مراتب بدتر از دریاچه آرال است، چرا که بستر کاملا نمکی دریاچه ارومیه اجازه احیای پوشش گیاهی را نمی دهد.
فرقی بین خشکی آرال و ارومیه و وضعیت اسف بار امروز ایران نیست.
کشوری با ۹۵ میلیون جمعیت، با ارزشمندترین ذخایر طبیعی، زیباترین چشم اندازهای طبیعی و آثار تاریخی و با سوادترین جامعه خاورمیانه و آسیای میانه گرفتار مصیبتی شده است که هیچ افق روشنی پیش روی مردم نیست. اگر چه کشور ما در جنگ اخیر یکپارچه باقی مانده ولی این جنگ مردم را تجزیه کرده است. هیچ دردی سخت تر از آن نیست که بخشی از جامعه برای رهایی از مشکلات، از جنگ و تجاوز شرورترین جنایتکاران زمان حمایت کردند. شرایط زندگی به یک کابوس تبدیل شده است، دانشگاه ومدرسه و کار کاسبی و صنعت تعطیل شده و ابتدایی ترین حق مردم در دنیای امروز که دستیابی به اینترنت است از آنها گرفته شده است. اقلیتی خود را محق دانسته و گوشش را به رنج و خواست اکثریت بسته است. وضعیت امروز ما تکرار همان سندرم آرال است، همه چیز را فدای یکچیز کردن.
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، دریاچه آرال، ازبکستان
*استاد دانشگاه
۴۷۴۷






















