آیا انسانهای غولپیکر واقعیت داشتهاند یا فقط زاییده تخیل بشرند؟ آیا اژدها موجودی واقعی بود؟ در مصاحبه با حامد وحدتینسب، دیرینانسانشناس، حقیقت پشت این افسانهها را بررسی میکنیم و از تفاوتهای ظاهری انسانها در طول تکامل پرده برمیداریم.
نگار علی، تینا مزدکی- در طول تاریخ، باورهای عامیانه و اسطو..
آیا انسانهای غولپیکر واقعیت داشتهاند یا فقط زاییده تخیل بشرند؟ آیا اژدها موجودی واقعی بود؟ در مصاحبه با حامد وحدتینسب، دیرینانسانشناس، حقیقت پشت این افسانهها را بررسی میکنیم و از تفاوتهای ظاهری انسانها در طول تکامل پرده برمیداریم.
نگار علی، تینا مزدکی– در طول تاریخ، باورهای عامیانه و اسطورهای درباره انسانهای غولپیکر، موجودات افسانهای مانند اژدها و تفاوتهای ظاهری میان اقوام مختلف، همواره مطرح بوده است. اما آیا این روایتها مبنای علمی دارند یا صرفاً زاییده تخیل انسان هستند؟ از سوی دیگر، تفاوتهایی مانند رنگ پوست، میزان موهای بدن و ویژگیهای فیزیکی دیگر چگونه و در چه بازهای از تاریخ تکامل یافتهاند؟
برای پاسخ به این پرسشها، گفتوگویی با حامد وحدتی نسب، استاد انسانشناسی پیش از تاریخ در دانشگاه تربیت مدرس و رئیس انجمن علمی باستان شناسی ایران و نایب رئیس انجمن کواترنری ایران، ترتیب دادهایم تا با نگاهی علمی، به بررسی منشأ این باورها، ارتباط آنها با کشفیات دیرینانسانشناسی و تأثیر تکامل بر ویژگیهای انسان امروزی بپردازیم.
آیا انسانهای غولپیکر یا چندصدساله وجود داشتهاند؟
برخی معتقدند که در گذشته، انسانهایی با قد چندین متر وجود داشتهاند، وحدتی نسب در پاسخ به این پرسش که آیا شواهدی علمی برای این ادعا وجود دارد یا خیر، گفت:«خیر، چنین ادعاهایی بیشتر در حد افسانه و داستانهای عامیانه هستند و تاکنون هیچ شواهد علمی معتبری از وجود انسانهایی با این ویژگیها پیدا نشده است. ذهن انسان بهطور طبیعی اسطورهساز است و تمایل دارد که داستانها را جذابتر و خارقالعادهتر کند. این یک الگوی تکرارشونده در تاریخ بشر است؛ همانطور که در گذشته، پدیدههایی مانند طوفان، زلزله یا سیل را به شکلی متفاوت از امروز تصور میکردند، درباره ویژگیهای انسانهای گذشته نیز روایتهای اغراقآمیز ساخته شده است.»
او در ادامه افزود:«در برخی موارد، انتشار عکسها و ویدئوهای جعلی، که امروزه بیشتر با هوش مصنوعی یا قبلاً با فتوشاپ ساخته میشدند، باعث ترویج این باورها شده است. اگر واقعاً چنین کشفی صورت گرفته بود، قطعاً در معتبرترین نشریات علمی و کنفرانسهای انسانشناسی جهان مطرح میشد و تیتر اول رسانههای معتبر قرار میگرفت. اما ازآنجاکه چنین اتفاقی نیفتاده، میتوان نتیجه گرفت که این داستانها پایه و اساس علمی ندارند.»
چرا برخی استخوانهای بزرگ به غولهای افسانهای نسبت داده میشوند؟
این استاد انسانشناسی پیش از تاریخ در ادامه و در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است برخی کشفیات اشتباه تفسیر شده باشند و باعث شکلگیری این باورها شوند، گفت:«بله، در برخی موارد، عدم آگاهی از آناتومی بدن انسان باعث ایجاد سوءبرداشتهایی شده است. برای مثال، استخوان ران انسان یکی از بلندترین استخوانهای بدن است و ممکن است تا ۵۰ سانتیمتر طول داشته باشد. اگر فردی که با ساختار بدن انسان آشنا نیست، این استخوان را در یک گور کشفشده مشاهده کند، ممکن است تصور کند که متعلق به یک فرد غولپیکر است، درحالیکه نسبتهای دیگر بدن را در نظر نمیگیرد.»
او در ادامه افزود:« البته، موارد بیماری ژیگانتیسم (غولآسایی) نیز وجود داشته که در اثر اختلال در عملکرد غده هیپوفیز ایجاد میشود. این بیماری باعث رشد بیشازحد بدن میشود، اما این افراد استثناء بودهاند و هیچ جمعیتی از انسانهای غولپیکر در تاریخ وجود نداشته است. تاکنون، در کاوشهای باستانشناسی در نقاط مختلف جهان، صدها هزار اسکلت انسانی بررسی شده و هیچ نمونهای از جمعیتهای غولپیکر یافت نشده است.»
افسانه اژدها از کجا آمده است؟
در بسیاری از فرهنگها، از جمله چین، افسانههایی درباره اژدها وجود دارد، وحدتی نسب در پاسخ به این پرسش که آیا این موجودات ریشه واقعی دارند، گفت:«بله، افسانه اژدها در بسیاری از فرهنگها، از جمله چین، ایران و اروپا وجود داشته و اغلب بهعنوان نماد قدرت و بزرگی شناخته شده است. اما این موجودات در واقعیت وجود نداشتهاند. احتمالاً منشأ این باورها به کشف فسیلهای دایناسورها بازمیگردد.»
او در ادامه افزود:«تصور کنید که ۲۰۰۰ سال پیش در منطقهای مانند صحرای گوبی در چین، فردی جمجمهای بزرگ با دو شاخ روی سر و یک شاخ روی بینی پیدا کند. ازآنجاکه در آن زمان دانش دیرینزیستشناسی وجود نداشت، طبیعی بود که چنین کشفیاتی را به موجودی افسانهای مانند اژدها نسبت دهند. امروزه میدانیم که این فسیلها متعلق به دایناسورهایی مانند تریسراتوپس هستند که حدود ۶۵ میلیون سال پیش منقرض شدهاند. بنابراین، اجداد ما هیچگاه دایناسورها را ندیدهاند و فاصله زمانی بسیار زیادی میان زندگی انسان و دایناسورها وجود دارد.»
آیا هابیتها و الفها ریشه علمی دارند؟
برخی افسانهها مانند هابیتها یا الفها در آثار ادبی و سینمایی بهعنوان گونههای خاصی از انسانها معرفی شدهاند، رئیس انجمن علمی باستان شناسی ایران در پاسخ به این پرسش که آیا این موجودات واقعیت دارند، گفت:«الفها بیشتر در داستانهای تخیلی و افسانههای عامیانه دیده میشوند و شواهد علمی برای وجود آنها نیست. اما درباره هابیتها، جالب است که گونهای انسانی به نام انسان فلورزی (Homo floresiensis) در سال ۲۰۰۴ در اندونزی کشف شد که قدی حدود یک متر داشت و برخی از ویژگیهای ظاهریاش یادآور هابیتهای تخیلی است. البته، برخلاف توصیفهای افسانهای، این انسانها گوشهای نوکتیز یا ویژگیهای جادویی نداشتند، بلکه صرفاً گروهی از انسانها بودند که در محیطی ایزوله تکامل یافته و قد کوتاهتری پیدا کرده بودند. این گونه حدود ۱۱۰ هزار سال پیش منقرض شد و هیچ ارتباط مستقیمی با داستانهای هابیتها در ارباب حلقهها ندارد.»
چرا انسانهای امروزی مو و رنگ پوست متفاوتی دارند؟
وحدتی نسب در ادامه و در پاسخ به این پرسش که تفاوتهای ظاهری انسانها، مانند رنگ پوست، رنگ چشم و میزان موهای بدن، از چه زمانی شکل گرفته است، گفت:«اولین انسانهایی که از آفریقا خارج شدند، حدود ۲ میلیون سال پیش و از گونه انسان راستقامت (Homo erectus) بودند. این انسانها پوستی تیره و موی بدنی کمی داشتند و در مناطق مختلف جهان پراکنده شدند. بعدها، گونههایی مانند نئاندرتالها و انسانهای هایدلبرگی که در عرضهای جغرافیایی بالاتر زندگی میکردند، پوست روشنی پیدا کردند. علت این تغییر، سازگاری با میزان تابش خورشید بود. در مناطق استوایی، پوست تیرهتر باعث محافظت از سلولها در برابر اشعه خورشید میشود، اما در مناطق سردسیر، نیاز به جذب ویتامین D از نور خورشید باعث شد که ژنهای مرتبط با پوست روشن فعال شوند.»
او در ادامه افزود:« رنگ مو و رنگ چشم، برخلاف رنگ پوست، ویژگیهای سازگاری خاصی ندارند. به بیان ساده، چشم آبی یا موی بلوند هیچ مزیت زیستی خاصی نسبت به چشم تیره یا موی مشکی ندارد. این ویژگیها بیشتر نتیجه انتخابهای زیباییشناختی انسانها در طول نسلها بودهاند. ازآنجاکه در گذشته، جابهجایی جمعیتها کمتر بوده و افراد بیشتر در همان منطقهای که متولد میشدند زندگی میکردند، ویژگیهای خاص در برخی جمعیتها تثبیت شدهاند.»
آیا موی بدن ما هنوز کارکرد خاصی دارد؟
این استاد انسانشناسی پیش از تاریخ در ادامه و در پاسخ به این پرسش که چرا برخی افراد موهای بیشتری روی بدن خود دارند، آیا این ویژگی هنوز کارکردی دارد، گفت:«در گذشتههای دور، اجداد اولیه انسانها بدن بسیار پُر مویی داشتند، شبیه به شامپانزههای امروزی. اما از حدود ۲ میلیون سال پیش به بعد، موی بدن انسانها به میزان قابلتوجهی کاهش پیدا کرد. امروزه، میزان موی بدن، بیشتر تحت تأثیر هورمونهای جنسی، بهویژه تستوسترون، قرار دارد و از نظر تکاملی، دیگر نقش مهمی در محافظت در برابر سرما ایفا نمیکند. به همین دلیل، در برخی مناطق مانند مدیترانه، میزان موی بدن در مردان بیشتر است، اما این ویژگی دیگر ارزش سازگاری خاصی ندارد و صرفاً یک ویژگی باقیمانده از گذشته است.»
انتشار مطالب «کافه خبر» حامد وحدتی نسب ادامه دارد؛ برای خواندن آخرین مطالب با سرویس دانش و فناوری خبرگزاری خبرآنلاین همراه باشید.
۵۸۲۲۷